وبلاگ مذهبی
 
 
سينما و نگاه منفي به دين

سينما و نگاه منفي به دين

 

نويسنده: جواد امين خندقي




 

 

1- دين تأثير مثبتي در کنش انسان ندارد

در گروهي از فيلم ها شخصيت هاي داستاني، به خدا و دين اعتقاد دارند؛ اما با اين حال به هر کاري دست مي زنند. گويا دين فقط بازيچه اي براي آن ها است و در زندگي آنان تأثيري جز آمدن بر زبان ندارد.
در فيلم « قطارِ سه و ده دقيقه به يوما »(1) دزدي حرفه اي به نام « بن ويد » در دوران غرب وحشي با بي رحمي تمام به افراد مختلف و کاروان يورش مي برد آنان را غارت مي کند و انسان ها را مي کشد. اين فرد، اوج ددمنشي را به نمايش مي گذارد و در همان حال به گفته ي خودش از کودکي با انجيل و دين ارتباط داشته است و بارها بخش هايي از انجيل را مي خواند و گاهي تفسير مي کند. انس او با انجيل هيچ تأثيري در رفتارش ندارد و تسليم کردن خودش به فرد جايزه بگير در انتهاي فيلم نيز فقط به علت حفظ شرافت آن مرد برابر خانواده اش است. گويا انجيل با عنوان کتاب ديني، فقط الفاظي خالي از معنا است که جز براي حفظ کردن و خواندن به کار ديگري نمي آيد.
قاتلي رواني در فيلم « هفت »(2) که مجموعه اي از رفتارهاي ناهنجار و کمبودهاي شخصيتي را به همراه دارد، قتل هاي زنجيره اي مختلفي را رقم مي زند و مايه ي الهامش هفت گناه کبيره در مسيحيت است. زماني که خودش را به پليس معرفي مي کند تا بازي نيمه تمامش را تمام کند، دليل کارهايش را مجازات انسان ها به دليل گسترش فساد در جامعه ي پيشرفته مي داند و در هر قتل، فردي را که مصداق بارزي براي آن گناه است مجازات مي کند. او خود را مجازات گري مي داند که وظيفه دارد براي اصلاح جامعه اقدام کند. اين نکته قابل توجه است که کشتن انسان ها اگر چه فردي مجرم باشد در حيطه ي اختيارات ديگر انسان ها نيست و همين قتل، گناهي نابخشودني است. اين نوع از مجازات براساس نگرشي جايز است که جهاني را وراي ماده تصور نمي کند؛ چرا که عرصه ي جزا جهاني ديگر است.
در مجموعه فيلم هاي « سريع و خشمگين »(3) که پنج قسمت از آن تاکنون اکران شده، سر دسته ي دزدان و تبه کاران که همگي رانندگاني حرفه اي هستند. فردي است که در خانواده ي مذهبي بزرگ شده و هميشه صليبي به گردن دارد، ولي هيچ گاه اثري از دين در رفتار و افکار او ديده نمي شود.
گروهي سارق در فيلم « گرفتن پلهام 321»(4) با نقشه اي پيچيده و گروگان گرفتن مردم در قطار شهري در پي به دست آوردن پول اند. رهبر اين گروه، فردي کاتوليک و معتقد است. او در بخشي از فيلم با کنترل کننده ي ايستگاه بحث ديني مي کند و در باره ي رشوه خواري اش اعتراف مي گيرد؛ ولي دين داري او مانعي براي کشتار انسان ها، سرقت و ايجاد هرج و مرج در شهر نمي شود.

 



ادامه مطلب

، 
 
نوشته شده در تاريخ سه شنبه 21 بهمن 1393  توسط [ra:post_author_name]
آیا انقلاب اسلامی زنان را مجبور به پوشیدن چادر کرد؟

آیا انقلاب اسلامی زنان را مجبور به پوشیدن چادر کرد؟
 

 






 

گزارشی از وضعیت ‌حجاب‌در سال57
از اوایل دهه‌ی پنجاه تعداد کسانی که پای‌بند به ارزش‌های اسلامی مانند نماز، روزه و حجاب بودند رو به گسترش نهاد. در بین ارزش‌های اسلامی حجاب معنای دیگری داشت. پس از اقدامات نابخردانه‌ی رضاشاه در تحمیل بی‌حجابی به زنان مسلمان و واقعه‌ی گوهرشاد، مسئله حجاب بزرگترین چالش بین روحانیت و رژیم پهلوی شد. از آن به بعد حجاب نه تنها به عنوان یک واجب شرعی و یک سنت اسلامی، بلکه به عنوان نمادی سیاسی- مذهبی بین روحانیت و رژیم محل نزاع و جدال قرار گرفت.

آیا انقلاب اسلامی زنان را مجبور به پوشیدن چادر کرد؟
درگیری در مسجدگوهرشاد در زمان رضاشاه

شاه حجاب را سمبل عقب ماندگی و بی‌حجابی را لازمه‌ی پیشرفت جامعه می‌دانست. شاه پوشیدن چادر را هنگام «راندن اتومبیل و کار کردن در اداره و یا در کسوت پزشک و وکیل دعاوی بسیار سخت» می‌دانست[1]. او چنان از آینده و چادر نگران بود که می‌گفت: «چگونه می‌توانیم در آینده‌ جامعه‌ای خشنود و خوشوقت بسازیم که در آن بچه‌ها دارای مادرانی در کفن سیاه باشند.»[2]

آیا انقلاب اسلامی زنان را مجبور به پوشیدن چادر کرد؟

این بینش شاه نسبت به چادر بود و به همین جهت رژیم از سال 1350 سعی کرد تا نسبت به حجاب در مدارس و دانشگاه‌ها سختگیری بیشتری کند. این موضع رژیم با مخالفت جدی روحانیت روبه رو شد و رژیم موقتا عقب‌نشینی کرد؛[3] اما فشارهای بعدی موجب شد تا رژیم در بی‌حجاب کردن دختران مدارس موفق شود. در این میان تنها مدارس ملی- اسلامی از دستورات رژیم پیروی نمی‌کردند، ولی چیزی نگذشت که وزیر آموزش و پرورش در سال 1352 طی بخشنامه‌ای دستور داد که پوشیدن چادر برای دختران دبیرستان ممنوع است.

آیا انقلاب اسلامی زنان را مجبور به پوشیدن چادر کرد؟
تبلیغ بی حجابی با حضور فرح در مدارس

آیت الله خوانساری از این تصمیم رژیم سخت عصبانی شد. عَلَم مراتب عصبانیت آیت الله را به شاه گزارش داد و شاه در پاسخ گفت: «ما این دستور را لغو نمی‌کنیم، حتی اگر منجر به تعطیل شدن مدارس شود. این اولین بار نیست که آخوندها از اصلاحات اجتماعی ما انتقاد کرده‌اند.» [4] شاه مجددا به نخست وزیر دستور داد: «دانش‌آموزان دبیرستان‌های به اصطلاح اسلامی اجازه ندارند در مدارس چادر به سر بکنند.» [5] اما موج اسلام‌گرایی موجب شد تا خرداد 1355 شاه به هیات دولت ابلاغ کند: «مخالفتی با روسری سر کردن دختران در مدارس یا دانشگاه‌ها ندارد اما چادر اصلا امکان ندارد.» [6]

آیا انقلاب اسلامی زنان را مجبور به پوشیدن چادر کرد؟
آیت الله خوانساری

با همه تلاش‌های رژیم، گرایش دختران و زنان به سوی حجاب در حال گسترش بود. عَلَم در اردیبهشت 1355 برای یک سخنرانی به دانشگاه شیراز رفت. در این سخنرانی به گفته‌ی او 3000 دانشجو گرد هم آمده بودند که «بیست، سی‌نفرشان» چادری بودند. علم از «دیدن این همه دختر با چادر وحشت کرد» و موضوع را به اطلاع شاه رساندو افزود که «بعضی از این دختران از دست دادن با فرهنگ مهر، رئیس جدید دانشگاه خودداری کرده‌اند و مدعی بودند که اسلام هر نوع تماس جسمانی را با جنس مخالف خارج از چارچوب ازدواج ممنوع کرده است شاه ازا ین گزارش خیلی اوقاتش تلخ شد.» [7] چیزی از این گزارش نگذشته بود که شاه و عَلَم در خرداد 1356 از جنوب شهر تهران دیدن کردند شاه «هزاران زن را چادر به سر دید» و از شدت عصبانیت گفت: «این آخوندهای لعنتی جرات ندارند اعتراف کنند اسلام و مارکسیسم در دو طیف مخالف هم قرار دارند.» [8]

آیا انقلاب اسلامی زنان را مجبور به پوشیدن چادر کرد؟
اسدالله علم؛ وزیر دربار پهلوی

ساواک در اواخر سال 1356 گزارشی تهیه کرد که می‌توان گرایش اسلامی مردم ایران را به خوبی درک کرد. طبق این گزارش:

«در سنوات اخیر موج جدیدی برای استفاده از چادر و مقنعه در خانواده‌ها به وجود آمده و مشاهده می‌گردد که گروهی از دختران خردسال و جوان از چادر و مقنعه استفاده می‌کنند و حتی دامنه‌ی آن به سطح مراکز عالی آموزشی نیز کشانده شده؛ به نحوی که افزایش آن به نسبت سال‌های قبل در اغلب مجامع و خیابان‌ها محسوس است. به موازات این تغییرات ظاهری گرایشات مذهبی نیز فزونی گرفته و عده‌ای از خانواده‌ها سعی می‌کنند فرزندان خود را از ابتدا با روحیه و خصوصیات مذهبی پرورش دهند؛ لذا تشکیل جلسات و ترتیب برنامه‌های مذهبی عرصه‌ی وسیعی پیدا کرده است.» [9]

آیا انقلاب اسلامی زنان را مجبور به پوشیدن چادر کرد؟

گرایش زنان ایران به حجاب در اواخر دوره‌ی رژیم شاه از دید گزارش گران خارجی نیز دور نماند. به گزارش کدی در دهه‌ی 1970 (1350) در بین تعدادی از خانم‌های دانشجو تمایلی در جهت بازگشت به چادر یا پوشیدن لباس به سبک جدید که عبارت بود که از یک روسری عریض که موها و پیشانی را می‌پوشاند و یک مانتوی بلند تا پایین زانوها با شلواری گشاد به رنگ‌های ساده به وجود آمد. [10]
به اعتقاد کدی این پدیده‌ی کنایه آمیز به این جهت به وجود آمد که دانشجویان دختر پیوند فرهنگی خود را با اسلام مورد تاکید قرار دهند و بگویند سنت‌های اسلامی از نظر سیاسی و اخلاقی بهتر از تبلیغات رژیم است. [11] رویکرد دختران دانشجو به چادر علاوه بر بازگشت به خویشتن اسلامی، اعتراضی بود علیه غرب زدگی. به اعتقاد ژان لوروریه، روزنامه نگار فرانسوی‌، بسیاری ازدختران دانشجو و روشنفکر ایرانی را می‌دیدیم که برای مبارزه با غرب زدگی رژیم که تشویق می‌کرد، چادر به سر می‌کردند. [12]

 



ادامه مطلب

، 
 
نوشته شده در تاريخ سه شنبه 21 بهمن 1393  توسط [ra:post_author_name]
"وایبر" به کجای گوشی شما دسترسی ندارد؟

   "وایبر" به کجای گوشی شما دسترسی ندارد؟

 






 

به دوستانتان نزدیک باشید و به دشمنانتان نزدیک‌تر. این جمله معروف را حتماً شنیده‌اید. کسانی که بسیار به شما نزدیکتر هستند و اطلاعات بیشتر از شما دارند، می‌توانند مهلک‌ترین صدمات را بزنند. دوربین، میکروفون، دستیار صوتی، حسگر ژیروسکوپ، حسگر شتاب سنج، حسگر نور، مجاورت سنج، فشار سنج، دما سنج، موقعیت یاب GPS و بسیاری از این قبیل موارد از امکاناتی هستند که در دستگاه­‌های هوشمند ذکر می­‌شوند؛ امّا آیا می‌­دانید هر کدام از این ابزارها می­‌توانند به عنوان چشم‌­ها و گوش‌­هایی برای جاسوسی از شما کاربرد داشته باشند؟ این اسمارتفون­‌های جذاب و زیبا، می­‌توانند بدترین دشمن شما هم باشند. دوربین تلفن همراه شما به هزار و یک دلیل اعم از آلودگی به ویروس‌­ها، حفره‌­های موجود در نرم‌­افزارها و نصب نرم افزارهای مخرب روی دستگاه می‌­تواند خود به خود به ثبت تصاویر اطراف دستگاه بپردازد.
صدای محیط به راحتی با میکروفن قابل ضبط شدن است. تجهیزات مکان‌یابی هم به شما این امکان را می‌دهند تا موقعیت خود را روی نقشه مشاهده کنید و از امکاناتی مانند مسیریابی بهره‌مند شوید، اما آیا می­‌توانید با اطمینان بگویید موقعیت شما در هر لحظه برای مقاصد دیگری ثبت و به سرورهای مختلف ارسال نمی‌­شود؟ شاید بگویید که اطلاعات شما برای کسی جذابیت ندارد. در حداقلی‌­ترین حالت ممکن، شرکت­‌های تجاری با داشتن این اطلاعات شما را بمباران تبلیغاتی می‌­کنند. این روند می­‌تواند به سوی هکرها و سازمان­‌های بزرگ و دولت­ها هم تسری پیدا کند. به هر حال هیچ­‌کس نمی‌­خواهد بخشی از اطلاعاتش هیچ‌­وقت در فضای آنلاین پخش شود. راه­‌حل‌­های مقابله با احتمال لو رفتن اطلاعاتتان هم ساده است.

   "وایبر" به کجای گوشی شما دسترسی ندارد؟

دستگاه‌ها و شبکه‌ها همگی نقاط ضعف فراوانی دارند. امّا با این وجود برای مقابله با خطراتی که به خصوص گوشی‌های هوشمند را تهدید می‌کند، راه‌ حل‌های کوچکی وجود دارد. مثل همیشه بدیهی‌ترین اصول را باید از همان ابتدا رعایت کنید. وصل نشدن به شبکه Wi-fi ناشناس یکی از همین بدیهیات است. همین طور نصب نکردن برنامه‌ها از فروشگاه‌های نامعتبر؛ با رعایت همین دو اصل ساده، قدم‌های بلندی در حفظ امنیت دستگاه خود برداشته‌اید. نصب برنامه‌های کرک شده یکی از عادات اکثر ماست. برنامه‌های به ظاهر بی‌آزار که توسط عده‌ای ناشناس برای رضای خدا و خلق، در اینترنت برای دانلود رایگان قرار داده‌اند. در حالی که اکثر برنامه‌های این چنینی، در پشت صحنه دستگاه‌تان فعال بوده و اطلاعات خصوصی شما را ثبت کرده و به سرورهای مبدأ، خودشان ارسال می‌کنند.
اطلاعاتی که می‌تواند برای مصارف تبلیغاتی با حتی امنیتی مورد استفاده قرار بگیرد. برای جلوگیری از چنین مواردی، حتماً لازم است که تنظیمات گوشی‌تان را حتماً به خوبی بررسی کنید و اگر نیاز به مورد خاصی ندارید، حتماً آن را غیر فعال کنید.
نکته دیگر تمامی شرایطی‌ست که کاربران قبل از نصب هر برنامه آنها را قبول می‌کنند و عملاً برای استفاده از آنها راهی جز این تأیید ندارند. آنچه کارشناسان امنیتی را نگران می‌کند، همان قوانین و توافقنامه‌های اولیه استفاده از این برنامه‌هاست که در هنگام نصب، توسط خود کاربران تأیید می‌شود. مثلاً برای استفاده از "وایبر" راهی ندارید جز این که موارد زیر را تأیید کنید، که خواندنش خالی از لطف نیست:
- دسترسی و حتی امکان تغییر اطلاعات شخصی شما توسط "وایبر"، این اطلاعات شامل فهرست تماس‌های خصوصی، تاریخچه مکالمات ورودی یا خروجی، فهرست تماس تمامی افراد، اطلاع از روند فعالیت‌های اجتماعی شما و برخی موارد دیگر است.

 



ادامه مطلب

، 
 
نوشته شده در تاريخ سه شنبه 21 بهمن 1393  توسط [ra:post_author_name]
چرا شاه بحرین‌ را فروخت ؟

چرا شاه بحرین‌را فروخت

 






 

بررسی عملکرد شاه در حفظ ایران
هنگامی که انگلستان اعلام کرد قصد ترک خلیج فارس را دارد، «قضیه بحرین» هم دوباره مطرح شد. نزدیک به ده سال از مسکوت گذاشتن موضوع می‌گذشت اما حالا وضعیت متفاوت شده بود. حالا دیگر باید این مساله، «فیصله» می‌یافت. حل مساله‌ای که یک سوی آن ایران شاهنشاهی بود، یک سوی آن بریتانیا و در سوی دیگر آن، خلیج فارس و اهمیت‌ تاریخی‌اش.
تا هنگامی که پدرِ تاجدار بر سر کار بود، قضیه بحرین به کشمکش و رکودِ توامان گذشت. رضاخان با اینکه نمی‌خواست ننگ جدایی بحرین را به جان بخرد، سعی می‌کرد انگلیسی‌ها را راضی کند که نگهداشتن این جزیره، خطری برای منافع بریتانیا ندارد. با این حال، رضاشاه نمی‌توانست به طور علنی اعتراض خود را به انگلیسی‌ها اعلام کند. از این رو هیچگاه از اتباع ایرانی جزیره حمایت نکرد و تنها به برخی کارهای تبلیغاتی مانند درج مقالات تاریخی درباره سابقه بحرین و تعلق آن به ایران بزرگ دستور می‌داد.

چرا شاه بحرین‌را فروخت
رضاخان با اینکه اقدامی جدی برای حفظ بحرین
نکرد، تا توانست جدایی آن را به تعویق انداخت

تا پیش از ظهور محمدرضای دیکتاتور از مرداد 32 به بعد، و حتی در دوران نخست وزیری محمد مصدق هم سخن خاصی از بحرین به میان نیامد. در این دوران شاید تقاضای آیت‌الله کاشانی از دولت مصدق برای ملی‌کردن نفت جزیره بحرین، از معدود اشاره‌ها بر حق حاکمیت ایران بر این منطقه، ولو به صورت تلویحی بود. از آن زمان به بعد، نخستین اتفاق مهمی که در قضیه بحرین رخ داد، مصوبه مجلس شورای ملی در سال 1336 بود که بحرین را به عنوان چهاردهمین استان ایران به رسمیت شناخت. همان موقع، نخست‌وزیر منوچهر اقبال هشدار داد که «ما روابط سیاسی خود را با هر دولتی که سعی می‌کند پیمانی با بحرین ببندد تا ابد قطع خواهیم کرد.» (گزیده اسناد خلیج فارس، به کوشش مینا ظهیرنژاد ارشادی، دفتر مطالعات سیاسی و بین المللی وزارت امور خارجه، 1375، ج 3، ص 182، سند شماره 47)
با این حال، این ادعاها و تشرها، پشتوانه‌ چندانی نداشت. هنگامی که انگلستان قصد خروج از خلیج فارس کرد، «طرح تشکیل اتحادیه‌ای متشکل از قطر، بحرین و هفت امیرنشین سواحل خلیج فارس (امارات متحده عربی) را ارائه کرد.» (بحرین چرا و چگونه از ایران جدا شد، عباس پرتوی مقدم، مطالعات تاریخی، زمستان 1385، شماره 15) این اتفاق، بیش از هر چیز در تیره شدن روابط این و عربستان اثر گذاشت. شاه در آوریل 1968 سفر خود به حجاز را منتفی کرد. با این همه، این تیرگی چندان دوامی نداشت و خیلی زود به روشنی گرایید. شاه در اکتبر 68 به عربستان رفت. همین موقع بود که محمدرضا، با اینکه پیشتر از قرار گرفتن بحرین در طرح بریتانیا مخالفت کرده بود، در دهلی نو، سخنرانی معروفی کرد و گفت حاضر است به رای مردم بحرین احترام بگذارد.

چرا شاه بحرین‌را فروخت
اردشیر زاهدی، وزیر خارجه وقت ایران

به این ترتیب روند نزولی مواضع ایران در قضیه بحرین آغاز شد. ایران، به‌زودی نمایندگانی را به عنوان سخنگویان مردم بحرین پذیرفت و با آن‌ها وارد مذاکره شد. روزنامه‌ها که در زمان رضاشاه سعی می‌کردند حق تاریخی ایران در بحرین را اثبات کنند، مقاله‌نویسی درباره کم‌اهمیت جلوه دادن بحرین را شروع کردند.
مذاکرات نشان می‌داد که قرار است یک «همه‌پرسی» سرنوشت همه چیز را مشخص کند. اردشیر زاهدی، از تصمیم جدید ایران خبر داد: «پس از مطالعات لازم، دولت تصمیم گرفت که در این مورد به سازمان ملل متحد که تنها مرجع حل اختلافات بین‌المللی است متول گردیده مسئولیت کسب تمایل باطنی و آمال واقعی مردم بحرین را به این سازمان جهانی، که مورد قبول قاطبه ملل است واگذار نماید.» (ذاکر، ص110)
ویتوریا سی یاردی نماینده سازمان ملل، از 29 مارس 1970 به مدت 20 روز به بحرین رفت و نظرخواهی خود از مردم بحرین را آغاز کرد. نتیجه این «نظرخواهی» و نه همه‌پرسی، در گزارشی به دبیرکل اعلام شد. در این گزارش آمده بود که «جمعیت ایرانی بسیار ناچیزی که از سطح فرهنگ بالاتری برخوردارند خواهان پیوستن به ایران هستند، اما قاطبهِ قریب به اتفاق سکنه بحرین جویای تشکیل دولتی کاملا مستقل و عربی در آن جزیره می‌باشند.» (عباس پرتوی مقدم، همان)
تایید این گزارش در شورای امینت به تاریخ 11 اردی‌بهشت 1349، نشان می‌داد که همه چیز دارد برای ایران تمام می‌شود. در این میان شوروی بیش از سردمداران ایرانِ شاهنشاهی به این اقدام اعتراض کرد. شوروی اعتقاد داشت که موضوع بحرین پیش از آغاز اقدامات اوتانت می‌بایست که در شورای امنیت مطرح و به شور گذاشته می‌شد.

چرا شاه بحرین‌را فروخت
اوتانت، محمدرضا پهلوی و فرح دیبا، در
کنفرانس بین‌المللی حقوق بشر تهران، 1968

اردشیر زاهدی چندی بعد به مجلس رفت تا جدایی بحرین را نهایی کند. اعتراض‌ها شروع شده بود. جدای از اعتراض احزاب و گروه‌های مستقل و توزیع شب‌نامه‌های اعتراضی، آشکارترین این اعتراض‌ها، سروصدای پزشکپور، نماینده پان ایرانیست مجلس شورای ملی بود. عَلَم درباره او می‌نویسد: «در مجلس، وقتی وزیر خارجه جریان کار بحرین را داده است، پزشکپور، لیدر حزب پان‌ایرانیست، برخلاف انتظار بیش از حد آن چه لازم بود، حمله به دولت کرده و حتی دولت را استیضاح کرده است.» (یادداشت‌های علم، ویرایش علینقی عالیخانی، انتشارات کتابسرا، ج2، ص13)
پزشکپور در بخشی از سخنان اعتراضی‌اش نکات جالبی را مطرح کرد و گفت: «...ابتدایی‌ترین اصول دموکراسی ایجاب می‌کند که ابتدا غل و زنحیر از دست و پای مردم بحرین برداشته شود... به مردم بحرین اجازه استنشاق هوای آزاد و تفکر آزاد و سالم داده شود و آن گاه، اگر اصرار داشته باشیم، تمایل آنها خواسته شود.» پرشکپور ادامه داد که «دولت بدون کسب مجوز قانونی و برخلاف قانون اساسی و برای تغییر حدود و ثغور کشور به مراجع غیرملی مراجعه نموده است.» (روند انفصال بحرین از ایران، علیرضا ذاکر اصفهانی، انتشارات علمی و فرهنگی، چاپ اول،1391، ص 107)

* در سر شاه چه می‌گذشت؟

اما جدایی بحرین از ایران با چه مقصودی انجام شد؟ آیا واقعا شاه و اطرافیانش هیچ احساس خطری از این فاجعه تاریخی نداشتند؟ و حالا که داشتند این قمار بزرگ را بر سر داشته‌های سرزمینشان می‌کردند، چه توجیهاتی را در سر می‌پروراندند؟
از لابه‌لای روایات تاریخ، سه هدف و تمایل درونی، برای توجیه از دست دادن بحرین قابل شناسایی است:

چرا شاه بحرین‌را فروخت
شاه فکر می‌کرد با احترام به رای مردم بحرین (!)

 



ادامه مطلب

، 
 
نوشته شده در تاريخ سه شنبه 21 بهمن 1393  توسط [ra:post_author_name]
از تامین میوه دربار توسط اسرائیل تا قابله صهیونیست فرح

از تامین میوه دربار توسط اسراییل تا قابله صهیونیست فرح
 

 






 
«بزک نشدنی»؛ سلسله گزارش های فساد پهلوی ها (3)

رشوه 400 هزار دلاری نخست وزیر برای به رسمیت شناختن رژیم صهیونیستی

ویلیام شوکراس روزنامه نگار و نویسنده مشهور انگلیسی که سال ها در روزنامه‌ها و مجلاتی مانند ساندی تایمز، آبزرور، واشنگتن پست و نیوزویک قلم می زند وی در صفحه 91 کتاب آخرین سفر شاه که نتیجه سه سال کوشش و پیگیری وی درباره روند زندگی محمدرضا پهلوی بوده، در خصوص روابط میان رژیم پهلوی با اسرائیل و به رسمیت شناختن اسرائیل از سوی رژیم پهلوی پس از یک سال و اندی از تشکیل این رژیم می نویسد:
«در ميان كشورهاي خاورميانه ايران تنها كشوري بود كه از ابتدا سياست همكاري پنهاني با اسرائيل را در پيش گرفته بود. در واقع روابط با اسرائيل، مناسبات ايران با كلية همسايگانش را تحت‌الشعاع قرار مي‌داد.»
این نویسنده معتقد است که اسرائیل شناسایی دو فاکتوی خود را با پرداخت رشوه‌ی قابل توجهی به محمد ساعد نخست‌وزیر وقت ایران به دست آورده است. اسرائیلی‌ها از طریق یک آمریکایی به نام " آدام " که با موساد همکاری داشت و مأمور مذاکره با ایران بود از طریق یک تاجر ایرانی مبلغ 400 هزار دلار به نخست‌وزیر ایران رشوه دادند تا موافقت هیأت وزیران را برای شناسایی اسرائیل به دست آورد.
در صفحه 93 این کتاب آمده است:
«از اسناد بایگانی اسرائیل معلوم می شود که شنایایی دو فاکتوی اسرائیل تصمیم شخص شاه نبوده است. (در اين موقع شاه چندان قدرتي نداشت) اسرائيل شناسايي دو فاكتوي خود را با پرداخت رشوة قابل توجهي به محمد ساعد نخست‌وزير وقت ايران به دست آورد.
مذاكرات را از جانب اسرائيل يك امريكايي كه هنوز در پرونده‌ها فقط «آدم» شناخته مي‌شود و با موساد همكاري داشته است رهبري مي‌كرد. او ضمناً يك تاجر ايراني را مي‌شناخت كه با نخست‌وزير دوست و «شريك تجاري» بود. از طريق اين شخص نخست‌وزير مطالبة 400000 دلار كرد تا موافقت هيئت وزيران را جلب و شاه را متقاعد سازد كه شناسايي دو فاكتوي اسرائيل خدمت به منافع ملي ايران است.
اين تقاضا منجر به بحث پر شر و شوري در وزارتخانة اسرائيل گرديد. نه تنها فراهم كردن اين مبلغ هنگفت براي دولت نوبنياد بسيار دشوار بود، بلكه بسياري از مقامات اسرائيلي با شدت وحدت استدلال مي‌كردند كه اسرائيل نبايد حيات خود را با پرداخت رشوه و اشاعة فساد آغاز كند [!!] ولي «آدم» به ابتكار خودش قسط اولية پول را كه 12400 دلار بود به تاجر مزبور و نخست‌وزير پرداخت. نتايج اين كار آني بود. نخست‌وزير دربارة اينكه بايد بين سياست و مذهب تفكيك قائل شد با روحانيون به مذاكره پرداخت. تغييراتي در اعضاي كابينه‌اش داد تا رأي موافق را تأمين كند و با شاه به گفتگو پرداخت.
از قراري كه به اسرائيلي‌ها گزارش دادند شاه گفته بود: اگر نخست‌ وزير و وزير امورخارجه موافق شناسايي اسرائيل هستند، من حرفي ندارم.» بنابراين مبلغ 400000 دلار پرداخته شد. اين تماسهاي اوليه و رشوه‌ها تا سي سال بعد منجر به همكاري سياسي و نظامي و امنيتي بين ايران و اسرائيل گرديد.»
از تامین میوه دربار توسط اسراییل تا قابله صهیونیست فرح

فردوست: رژیم پهلوی اصلی ترین متحد صهیونیست ها در منطقه

ارتشبد حسین فردوست نیز در صفحه 551 کتاب ظهور و سقوط سلطنت پهلوي درباره شناسايي اسرائيل و پيامدها و آثار بعدي آن چنين اظهار كرده است:
«محمدرضا رژيم اسرائيل را به طور دو فاكتو به رسميت شناخت و همين كافي بود تا اسرائيل به طور غيررسمي سفارت خود را در تهران داير كند. اين روابط به حدي گسترش يافت كه محمدرضا چند پايگاه برون‌مرزي خود با كشورهاي عربي منطقه را به اسرائيل واگذار كرد و سازمان اطلاعاتي اسرائيل پس از قدرت‌هاي بزرگ فعال‌ترين سرويس اطلاعاتي در ايران شد. اسرائيل رژيم محمدرضا را تنها دوست و متحد خود در منطقه تلقي مي‌كرد و لذا به آموزش ساواك كمك‌هاي درجه اول نمود. ولي محمدرضا به خاطر فرهنگ اسلامي مردم ايران و به خاطر حساسيت مردم عرب منطقه جرئت نكرد روابط خود را با اسرائيل رسمي كند و آمريكا و انگليس نيز اين كار را صلاح نمي‌دانستند، زيرا ايران با نقش فوق مي‌توانست بهترين حلقه اتصال اسرائيل و كشورهاي عربي باشد.
اسرائيل پايگاه اصلي غرب در خاورميانه به شمار مي‌رود و براي آمريكا كشور پول‌سازي محسوب مي‌شود. صرف وجود اسرائيل سبب مي‌گردد تا كشورهاي عربي و ثروتمند منطقه دلارهاي نفتي خود را در مقابل سفارشات گران‌قيمت اسلحه به آمريكا بدهند. آمريكا هم با بذل و بخشش، مقداري از اين سفارشات را به كشورهاي اروپاي غربي واگذار مي‌كند. وجود اسرائيل براي شوروي نيز نافع است، زيرا بخشي از سفارشات نظامي نصيب اين‌ قدرت مي‌شود.

وقتی اعراب اسراییل را تحریم کردند و پهلوی نفت صهیونیست ها را تامین کرد

اهمیت صادرات نفت از ایران به رژیم صهیونیستی از این لحاظ برای آن رژیم حیاتی بوده است که این رژیم از سوی اعراب برای تامین انرژی مورد نیاز خود در تحریم قرار گرفته بود. ثانیا تامین سوخت مورد نیاز جنگنده های صهیونیستی در جنگ های چهارگانه با اسرائیل برای پیروزی این رژیم بسیار اهمیت داشته است. در سندی به جامانده از ساواک در این خصوص آمده است:

«جناب آقاي دكتر خلعت‌بري وزير امورخارجه

مجله الدستور مي‌نويسد كيسينجر بدون مشورت با پادشاه ايران كشور ايران را در ليست كشورهايي قرار داده كه امريكا به منظور تأمين نفت براي اسرائيل از استفاده نفت آنها تضمين داده و تأكيد نموده كه اسرائيل مي‌تواند بر آنها متكي باشد.
در اين مورد وزير امورخارجه آمريكا به كميته خارجي سناي اين كشور گفته است كه به اسرائيل وعده داده است در قبال خروج از منطقه نقش ابوروديس نفت مورد نياز را از ايران تأمين كند. كيسينجر در اين باره گفته است كه در جريان تحريم نفتي اعراب در سالهاي 1973 ـ 1974 ايران تمامي نفت مورد نياز اسرائيل را تأمين كرد.»
از تامین میوه دربار توسط اسراییل تا قابله صهیونیست فرح

 



ادامه مطلب

، 
 
نوشته شده در تاريخ سه شنبه 21 بهمن 1393  توسط [ra:post_author_name]

داعش

دولت اسلامی عراق و شام

یا

دلار آمرکایی علیه شعیه

 

مرگ بر آمریکا



بهشتی باشید

التماس دعا

یاعلی

:)

 


ادامه مطلب

، 
 
نوشته شده در تاريخ دوشنبه 20 بهمن 1393  توسط [ra:post_author_name]

نشانه ی خوبان

قال الله تعالی :

یا احمَدُ! اِنَّ اهل الخَیرِ و اهلَ الآخِرَة رقیقةُ

وُجُوهُهُم ، کِثیرٌ حَیلءُهُم ، قلیلٌ حُمقُهُم.

 

ای احمد! همانا خوبان و اهل آخرت گشاده رو،حیایشان

بسیار و حماقتشان کم است.


 


ادامه مطلب

، 
 
نوشته شده در تاريخ دوشنبه 20 بهمن 1393  توسط [ra:post_author_name]
(تعداد کل صفحات:3)      1   2   3